|
دوست دارم مطلب را با یه قطعه شعری زیبا از عزیزی ۳.۵ ساله آغاز کنم: "سلام به روی ماهت / به دندون طلایت / به تلخی بیانت / کجا میری سیاحت / بیا بریم اونورتر / دختر، نیلوپر،کی دیگه ا من بهته!" بسیار عالی..پس از مدتها بالا خره!، پایین خره! دست به کیبورد و چشم به مانیتور شدیم تا گذری بزنیم به دنیای حیرت انگیز و مجازی بلاگها! مدت زیادی از پست قبلی می گذره و در همین مدت ما گنده تر و با تجربه تر شدیم.

کوتاهه ننه، کوتاهه!
تابستون برای خیلی ها یکی دو ماه شروع شده و برای خیلی ها تازه راه افتاده. اتفاقهای زیادی تو این چند ماه افتاد از جمله طرح پاک سازی شهر با توپ و تانک و گاردهای ساحلی! توی هر خونه می رقتی صدایی نبوذ که نگه :« ننه خطرناکه، ننه! ننه اون مانتو رو نپوش ننه! اون شلوارو نپوش ننه! » بعد ننه رو میکنه به پسر میگه:« زنجیر ننداز ننه، خطرناکه ننه! اون CD ها چی بود ننه؟» بله اما همه این حرفها چندی بیش دوام نیاورد و دوباره روال عادی خودشو گذروند « ننه مانتوم خوبه، ننه؟» « آره خوبه ننه!» رابطه این مطلب با بنزین هم کم نیست. بنزین کمتر، مانتو و شلوار کوتاهتر.
آتیش بزن حسن،آتیش!

ییهو این سهمیه بندی بنزین هم دغدغه ای شد برای مردم که به ما هیچ ربطی نداره. اما تاثیراتش بسیار جالب بوده. این بنزین نه فقط به مردم بلکه رو حیوانات و اشیا نیز تاثیرات قابل توجهی داشته. قیمت ماست زیاد شده چون بنزین سهمیه بندی شده! قیمت دار و درخت و پشمک و نخود سیاه و پوشک بچه و حتی حیوونهای خونگی بر اثر این سهمیه بندی زیاد شده. دوستی چند وقت پیش بهم می گفت: «رفتم گربه خونگی بخرم! بعد، قیمت از چند وقت پیش کلی بیشتر شده بود. دلیلشو از فروشنده جویا شدم. ایشون هم با کمال پر رویی گفتن بنزین. آخه گربه فروش این چه ربطی داره! حالا این جا رو داشته باش. آقای فروشنده باهوشم گفته پسر گلم همین اجداد و ننه ،بابای این گربه بودند که ازشون نفت و بنزین درست شده!» جلل خالق مردم به چه چیزها که فکر نمی کنند. جا داره از اینجا هم دردیی داشته باشیم با بنزین خوران و افرادی که بنزین استعمال می کنند. اگه با ۳ لیتر نتونستید حال کنید بازارهای سفید بنزین شروع به کار خواهند کرد نترسید مشکل رفع میشه. از این به بعد با قاچاف بنزین نیز بیشتر آشنا می شویم. اگر هم خیلی عصبانی هستید اشکال نداره برید پمپ بنزینها را آتیش بزنید یا رو خودتون بنزین بریزید برای خالی کردن عقده و اینو بدونید که بنزین کمتر، زندگی بهتر.
حسن بخواب ،حسن!
مساله ی بعدی بر میگرده که ما چه جوری و چگونه این تابستون لعنتی رو پر کنیم. خیلی ها میگن با آب میشه پرش کرد اما من چشمم آب نمی خوره (شاید چیز دیگه بخوره! مثلآ آب سیب!) می تونید همچنین عضو گروه ناجا بشوید و از تسهیلات پارکها استفاده و حال کنید. اما نکات آموزنده ای براتون آماده کردیم که این نکات مورد تایید تمام وزارات داخلی، خارجی و مابین قرار گرفته و ثبت شده.
۱. صبح که از خواب پا میشی سلام به مامان میکنی سلام به بابا میکنی شیر آب باز میکنی بعد می بندی میری میگیری کپه مرگتو میذاری تو اون رختخوابت ،الان چه وقته بیدار شدنه؟! هان؟
۲. وقتی حدود ساعت ۱۲ یا ۱ شد از خواب پا میشی (همینطوریش کلی وقتت پر شده) بعد دوباره سلام به مامان میکنی سلام به بابا میکنی(در صورت نبود بابا و مامان شما سلامتوبرای حفظ احترام بکن ) در یخچالو باز میکنی بعد که باز کردی دیدی چیزی نیست مگه مرض داری بیدار بمونی؟ ( اگه یخچال پر بود به خودت می قبولونی که خالیه شیر فهم شد؟)دوباره میری میگیری می خوابی! ( اگر خوابت نبرد سعی کن بخوابی و گرنه بد می بینی! میتونه داستان چوپان دروغگو رو بخونی و گوسفنداشو بشمری..سعی کن حتی الامکان از ماشین حساب یا هر گونه وسیله ی حسابی ـ چرتکه ـ استفاده نکنی)
۳. ساعت ۴یا۵ عصر که شد اصلآ نترسید خود به خود از خواب بیدار میشید ( از فرط گرسنگی) حالا دیگه سر حال هستید. درسته؟ غذا آماده است. میتونید میل بفرمایید و لذت ببرید. برای چاشنی تلویزیون هم روشن کنید. بعد از تناول غذا حالا دیگه میتونید بری شیر آب باز کنی صورتتو بشوری البته اگه دیگه نمی خوای بخوابی!!
۵. بعد از غذا آدم شکمش پر میشه و یه خواب اساسی می چسبه..با ما هم عقیده هستید؟... بله می دونستم. این مرحله خیلی سخت هست اگر بتونید این مرحله رو رد کنید دیگه غول آخر بازی براتون آسون میشه! باید هر طور شده بخوابید. باز هم تاکیید می کنم هر طور شده باید بخوابید و گرنه وقتتون پر نمی شه.(پیشنهاد من اینه که سریال های تلویزیون ببنید! خوابتون میگره)
۶. الان دیگه ۱۱-۱۲ شبه و مامان، بابا بدجوری دارن به در می کوبن. شما بدونه هیچ توجهی به کارت ادامه بده و آسوده بخواب.(اگر از سمعک استفاده می کنید درش بیارید چون خطرناکه حسن!)
۷. برای ادامه از شماره ۱ تا ۶ رو دباره انجام بدید.مطئن باشید که تابستان پر بار و شیرینی را خواهید داشت و خوابهای رویایی ببنند.
تبصره: در مورد مسئله ی دستشویی خودتون موظف هستید تصمیم بگیرید، چه تو رختخواب، چه تو دستشویی!
خوب اگه دیگه کار ندارید من برم بخوابم که خیلی خارج از برنامه کار کردم. تابستون سبز و گرمی داشته باشید. بدرود.
با تشکر از:کسوف برای عکس آخری!
نوشته شده توسط پویا | لينک ثابت
|در ساعت8:56 قبل از ظهر|
|